تبليغاتX
از هر دری سخنی - دوست يا ...

از هر دری سخنی

هر چی دلم میخواد مینویسم

    

بارها و بارها كلمه ي((دوست ناباب)) رو شنيدم ولي نمي تونم قبول كنم كه يه دوست مي تونه ناباب باشه،اون دوست ديگه دوست نيست؛اين يه اشتباهه كه دو كلمه ي دوست و ناباب رو كنار هم گذاشت،بايد گفت افراد ناباب .اگه كسي به يه نفر مي گه دوست،يعني اون؛يار و همراه و همرازشه نه كسي كه از پشت خنجر بزنه. 

 به نظر من اين دوره زمونه دوستاي نادون زياده نه افراد ناباب(شما بخونين دوست ناباب)؛بيشتر اين دوستي ها،دوستيهايي ست كه از رو شناخت طرفين نيست،يا شايد هم شناخت 5 ـ 4ساعتس،يه شناختي كه طرفين با هم رو راست نيستن؛يا يكي از طرفين،طرف مقابلشو ساده فرض مي كنه و خودشو تو دل طرف مقابلش جا مي كنه و به موقعش ازش كولي مي گيره و وقتي سرش به سنگ خورد،مقصر طرف مقابل شناخته مي شه.

در دوستي هامون بايد دقت كنيم؛احتياط شرط عقله!!!!!!!

 

((دوست تونيازهاي براورده ي توست.كشتزاريست كه در ان با مهر تخم مي كاري و با سپاس ازان حاصل بر مي داري.سفره ي نان تو و اتش اجاق توست.زيرا كه گرسنه به سراغ او مي روی و نزد او ارام و صفا مي جويي.

هنگامي كه او خيال خود را با تو در ميان مي گذارد؛از انديشيدن (نه) در خيال خود مترس و از اوردن (اري) بر زبان خود دريغ مكن.و هنگامي كه او خاموش است،دل تو هم چنان به دل او گوش مي دهد،زيرا كه در عالم دوستی همه ي انديشه ها و خواهش ها و انتظارها بي سخني بدنيا مي ايند و بي افريني نصيب دوست مي گردند.

هنگامي كه از دوست خود جدا مي شوي،غمگين مشو؛زيرا ان چيزي كه تو در او از هر چيز دوست تر مي داري بسا كه در غيبت او روشن تر باشد،چنان كه كوهنورد از ميان دشت،كوه راروشن تو مي بيند.

و زنهار كه در دوستي غرضي نباشد،مگر ژرفا دادن به روح.زيرا مهري كه جوياي چيزي به جز باز نمودن راز درون خود باشد،مهر نيست؛دامي ست گسترده،كه چيزي جز بيهودگي در اننمي افتد.

ان چگونه دوستي ست كه براي سوزاندن وقت به سراغش مي روي؟؟؟؟به سراغ دوست مرو مگر براي خوش كردن وقت.زيرا كار او اين است كه نياز تو را براورد،نه انكه خالي درون تو را پر كند.))

جبران خليل جبران.

   *****************

1- هرگز به دوستانت كاستي هايشان را در جمع نگو چون ممكن است عيوب خود را برطرف كنند اما مطمئنن هيچگاه تو را به خاطر اين تذكر نمي بخشند ( لوگان پارسال اسميت ) .

2- جامعه ي آزاد جامعه اي است كه افراد منزوي در آن امنيت كامل داشته باشند ( آدالي استيونسن ) .

3- پول همه چيز زندگي نيست اما مي تواند همه چيز را بخرد ( ادموند استاكول ) .

4- ازدواج عوام ، آنان را از شخصيت تهي و از خصوصيات اخلاقي خالي مي كند ( رابرت لويي استيونسن ) .

5- براي اكثر مردم مرگ در راه اصول آسان تر از زندگي كردن بر اساس آن است ( آدالي استيونسن ) .

6- واعظ مي گويد: چنان كن كه من مي گويم، نه چنان كه من مي كنم. (جان سلدن)

7- خداوند، شرير را به اندازه كافي بر تخت نگه ميدارد تا فرصت كافي براي توبه كردن داشته باشد. (سوفي سگور)

 

مهرانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 10:5  توسط مهرانه  |