تبليغاتX
از هر دری سخنی

از هر دری سخنی

هر چی دلم میخواد مینویسم

در زمان لحظه ای است که متعلق به هیچ کس و هیچ کجا نیست،

ساعتِ صفر..

ساعتِ هیچ..

که زمان صفر می شود

که همه،هیچ می شوند

که حتی اعداد نیز از شمارش وقت باز می مانند،

که گاه،به اندازه همان هیچ،بی گاه می شود.

آنگاه،لحظه پرواز من است،

پروازی در ابدیت،در محدوده هیچ

پروازی تا ابدیت..."پروازی که در آن حدودی وجود ندارد"

این لحظه شاید در زمان نباشد،

این لحظه شاید در هیچ چیز نباشد.

.

.

در زمان لحظه ای است که متعلق به هیچ کس و هیچ کجا نیست،

این لحظه،متعلق به من است،

من و پروازم!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 21:59  توسط مهرانه  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 21:51  توسط مهرانه  | 

1- من به خود متكي هستم. من در زندگي آرام و آسوده هستم.

2- من پيكرم را دوست دارم و از مراقبت آن غافل نمي‌شوم. تصميم‌گرفته‌ام براي خود و ديگران مفيد واقع شوم.

3- من خود را دوست دارم و براي خود خير و صلاح مي خواهم.

4- از خطاهاي خود و ديگران مي‌گذرم در زندگي بايد گذشت داشت.

5- تصميم‌ دارم در هر شرايطي آزاد و آرام باشم همه را مي‌بخشم تا از آرامش برخوردار شوم.

6- با عشق و محبت زندگي مي‌كنم و كينه‌ها را از دل بيرون مي‌ريزيم.

7- افكار منفي و سياه را از سر بيرون مي‌كنم چون ضعف و شكست وبدبختي به همراه دارد.

8- هر روز از روز قبل بهتر مي‌شوم و قدمي به جلو برمي‌دارم و به پيش مي‌روم.

9- مردم را دوست دارم و از زندگيم لذت مي‌برم.

10- هر اتفاقي براي من پيش آيد بر تجارب من مي‌افزايد مرا به سوي كمال پيش مي‌برد.

11- من خود را به همين گونه كه هستم دوست دارم قبول دارم.

12- من به خودم اعتماد دارم از مشكلات نمي‌ترسم چونكه اراده‌اي پولادين دارم.

13- مردم مرا دوست دارند و به من احترام مي‌گذارند.

14- در رابطه‌ي خود با ديگران آدمي هستم صادق، روراست و معتدل

15- انساني هستم با نشاط،خوش بين و اميدوار و سرشار از عشق و محبت به مردم.

16- در هر شرايطي خودم هستم و از ديگران تقليد نمي‌كنم.

17- هر چه را كه مثبت است مي‌پذيريم.

18- خداوند بهترين دوست من است.

راستي غروب‌هايي كه دلم مي‌گيره با هم قرار ملاقات داريم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 23:8  توسط مهرانه  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 23:4  توسط مهرانه  | 

جونز کشیش می گوید:برای ساختن روح به چهار نیروی نامرئی نیاز داریم:عشق مرگ قدرت وزمان

عشق لازم است زیرا خدا ما را دوست دارد.آگاهی از مرگ لازم است تازندگی را بهتر بفهمیم.

مبارزه برای رشد لازم است اما نباید در دام قدرتی بیفتیم که دراین مبارزه به دست می آیدزیرا می دانیم که این قدرت هیچ ارزشی ندارد.

سرانجام باید بپذیریم که روح ما گرچه ابدی است امادر این لحظه گرفتار دام زمان است با فرصت ها ومحدودیت هایش.بدین ترتیب باید طوری عمل کنیم که در زمان بگنجدکاری کنیم تا به هر لحظه ارزش بگذاریم.

نباید این چهار نیرو را مشکلاتی بدانیم که باید حل کنیم زیرا خارج از اختیار ماست.باید آن ها رابپذیریم و بگذاریم آنچه را که باید به ما بیاموزند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 22:59  توسط مهرانه  | 

 

 این هفته برام خیلی عالی و جذاب بود ولی آخر هفته همه چیز خراب شد

به قول تو انگار خدا  با ما قهر کرده توی 2 شب اینا همه درده سر؟

انگار همه کارایی که در طول عمرمون انجام دادیم امشب داریم تاوانشا پس می دیم ولی همه اینا امتحانه .

من خیلی در مورد رفتنم توی این وبلاگ نوشتم ولی همیشه امیدی برای اومدن داشتم ولی حالا .........

آره این دفعه دیگه به خواست خودم نمی رم و مجبورم ..... امید به حرف تو دارم که گفتی به مرور زمان همه چیز درست می شود.

شاید دیگه هیچ وقت من و تو ......... ولی برات آرزوی موفقیت می کنم.

امیدوارم هیچ کس رنگ جدایی را نبیند ./

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 22:7  توسط مهرانه  | 

هیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده ....

عشق را تجربه کن حتی اگه توش شکست بخوری اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت و رفت علاوه بر اینکه یک خاطره به جا میذاره میتونه یه تجربه هم به جا بذاره ......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 13:0  توسط مهرانه  | 

" کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری

و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش نیاید!"

واقعا برای شاد بودن چیز بیشتری لازم نیست. برای خوشبختی یک بهانه ی کوچک کافی است. اگر با دقت به اطرافتان نگاه کنید، بهانه های کوچک و بزرگ زیادی پیدا می کنید

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 12:18  توسط مهرانه  | 

خانمي پشت ميز كارش نشسته است‌. او مدير ارشد شركت بسيار بزرگي است‌. روي ميز از نامه‌، قرارداد و كاغذهاي مربوط به كارش پر شده است‌. دو چراغ چشمك زن روي تلفن‌، حاكي از آنست كه دو نفر منتظر صحبت با او هستند. دو نفر ارباب رجوع هم روي مبل‌هاي اتاقش نشسته و چاي مي‌نوشند و منتظرند كه او سرش را از روي نامه‌ها بلند كند تا با او صحبت كنند. تا نيم ساعت ديگر جلسة مهمي هم دارد. بعد از آن بايد با مدير عامل شركت راجع به موضوعي صحبت كنند و...
    فشار ناشي از اين همه كار و گرفتاري اغلب ما را كلافه مي‌كند. شايد بگوييد: «نه براي من يكي خيلي زياد است‌.» اما براي اين خانم زياد نيست او از كارش لذت مي‌برد. اجازه نمي‌دهد تصورات باطل روي كارش تأثير منفي بگذارد، به جاي آن به موفقيت‌هايي كه امروز نصيبش خواهد شد فكر مي‌كند، مؤدبانه با ارباب و رجوع‌ها حرف مي‌زند، صحبت‌هايشان را به دقت گوش مي‌دهد. تلفن‌ها را جواب مي‌دهد. اين كارها سخت و طاقت فرسا نيست اتفاقي معمولي براي كساني است كه از كارشان لذت مي‌برند و مستقيم و مؤثر به سوي هدفهايشان پيش مي‌روند. اين خانم تصورات خود را در راهي مثبت به كار مي‌گيرد، مي‌پذيرد كه اين حق اوست كه احساس رضايت و موفقيت كند. بسياري از انسانها ذهن خود را با افكار مأيوس كننده و ملال‌انگيز پر كرده و احساس خشنودي و خوشبختي را آنقدر زير فشار مي‌گذارند تا اثري از آن باقي نماند، نگران اتفاقات ناگوار و فاجعه‌هايي هستند كه هرگز صورت خارجي به خود نمي‌گيرد و يا به ندرت اتفاق مي‌افتد. احساس رضايت از كارشان را تحمل نمي‌كنند. نه از كارشان لذت مي‌برند و نه از بازي و تفريحشان خشنود مي‌شوند. انسان مي‌تواند به استناد دليل و منطق حركت كند و غذاي بي‌مزه بخورد. امّا خداوند به ما شوخ طبعي‌، روي خوش و خنده اعطا كرده تا مأموريت دو روزة عمر را با روح و با نشاط بگذرانيم‌. مي‌توانيد لذت را احساس كنيد. مي‌توانيد زير دوش آب سرد برويد و بخنديد و بالا و پايين بپريد. مي‌توانيد شادابي را در عمق وجود خويش احساس كنيد. مسئله اين است كه براي خودتان چه بخواهيد. زندگي بايد قرين شادي باشد. اما برداشت‌هاي زندگي امروز از زندگي‌، اغلب عكس اين موقعيت را نشان مي‌دهد. مفهومي منفي با تصوير ذهني زشت‌.
    زندگي بايد رسم خوشايندي داشته باشد مردم بايد با خود و ديگران مهربان باشند. شادي و شادكامي بايد چشم و قلب و جزيي از وجود ما باشد. خوشي‌هاي دنيا متعلق به ماست‌. با فراموش كردن اشتباهات گذشته مي‌توانيد به زندگي شاد برسيد. اگر احساس كنيد كه حق داريد از زندگي لذت ببريد، مي‌توانيد در كار و زندگي طعم خوش شادي و خوشبختي را بچشيد. با سرزنش خويش‌، لذت و شادماني را از خودتان دريغ مي‌كنيد. زندگي خلاق تصميم گرفتن براي شادمان بودن است‌. پيروزي‌ِ نيروهاي مثبت فكر و تصور بر نيروهاي منفي تفكر و تصور است‌. با تقويت روزانه تصوير ذهني خويش‌، براي زندگي خلاق آماده مي‌شويد، خود را شايسته خوشي‌هاي زندگي مي‌دانيد و از آن به سود خود استفاده مي‌كنيد
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 9:56  توسط مهرانه  |